ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
تو را هرگز نمیبخشم
و نامت را نخواهم خواند دیگربار...
به قلب پارهام سوگند:
به رویاهای چون دریای طوفانی، گلآلودم،
تو دیگر نیستی در خاطرم: هرگز نبودی جز پریشانی و افسوس و گناه و ترس...
هماندم کز نگاه بیوفایت فاجعه رویید،
و نام بیگناه و سادهی من را قسم خوردی،
به قرآن دست یازیدی ، "به این وقت اذان" را تو به لب راندی،
و گفتی آن دروغی کز نگاهم خون بهجای گریه جاری شد...
و این آغاز بیپایان یک کابوس ابری بود...